پژوهشكده تحقيقات اسلامى
47
سرداران صدر اسلام (فارسى)
از يكديگر شد . اما حمزه امتيازاهايى از حريف به دست آورد ، و ابوجهل امتيازهايى از دست داد . چون بنا به روايتِ واقدى « مجدى » تاآنجا كه درمحل درگيرى باقى ماند كه ابوجهل و بستگان او از منطقه دور شدند ، آنگاه حمزه باياران خود راه مدينه را در پيش گرفت . اين تصوير گوياى اينست كه ابوجهل و نيروهاى تحت امر وى ، درسايهء پا درميانى « مجدى » ازرويارويى با حمزه و ياران اندكش شانه خالى كردند و از برابر آنان گريختند ، و حمزه به عنوان قهرمان صحنه در منطقه باقى ماند ، و اين نخستين چشم زهرى بود كه اسلام از دشمن مىگرفت . « 1 » نكته ديگر اين كه تعبير واقدى از رابطهء نيروهاى دو طرف بافرماندهى خود يكسان نيست . دربارهء نسبت نيروهاى تحت امر ابوجهل با وى واژهء « قوم » را كه به معناى خويشاوند و هم خون و هم نژاد است به كار برده است . ولى از نيروهاى حمزه به عنوان « اصحاب » كه به معناى يار وهمدل است نام برده و اين خود گوياى اين حقيقت است كه هرگاه هم نژادى وهم خونى در برابر همدلى وهمفكرى قرار گيرد ، بى ترديد پيروزى از آنِ گروه همدل خواهد بود ، و گروهى كه بر پايهء نژاد گرايى گرد يكديگر آمده است به شكست ونابودى محكوم خواهند شد . « 2 » مجدى از نظر پيامبر مجدى وظيفهء پادر ميانى خود را به خوبى انجام داد ، و از وقوع هرگونه برخورد و درگيرى ميان حمزه و ابوجهل جلوگيرى نمود ، و به همت وى « ابوجهل با كاروان و ياران خود روانهء مكه شد و اين برخورد بدون درگيرى پايان يافت » . « 3 »
--> ( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 9 . ( 2 ) . همان مدرك . ( 3 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 9 .